«به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی حج دولت سعودی بخاطر مسئولیت خاص حجتالاسلام و المسلمین مصلحی زمینه تشرف وی به مسجدالنبی به صورت ویژه را فراهم کرد «.
خبر کوتاه بود و کوبنده. خبری که روایتگر نگاه متفاوتی به رابطه مردم و مسئولین است و به شدت نیاز به تفسیر و ارزیابی دارد تا بیش از پیش این امکان مهیا شود که رفتار دولتمردان را با موازین انقلاب اسلامی تطبیق داد و به الگوهای رفتاری مطلوب دست یافت. بگذارید در ابتدا بگویم که از نظر راقم این سطور معیار و ملاکی که باید این رفتار را به دیده شک نگریست نسبت این نوع رفتارها با صدور انقلاب است و بر همین اساس نکاتی اشارهوار بیان میگردد.
صدرو انقلاب اسلامی یعنی صدور یک نظام ارزشی متمایز
انقلاب به معنی زیر و رو کردن ارزشها و گروههای مردم است. انقلاب به این معنی است که رفتارها و نظراتی که تا دیروز ماهیتی ارزشی داشتهاند امروز تبدیل به ضدارزش شوند و به عکس. با شکلگیری انقلاب، طبقات اجتماعی افراد و گروهها تغییر کرده و مردم به معنی دقیق کلمه به مرتبه شایسته و بایسته خود دست مییابند. انقلاب اسلامی ایران نیز از این شرایط کلی فارغ نبوده و لفظ انقلاب در تعبیر انقلاب اسلامی نیز به همین معنا به کار گرفته میشود. با شکلگیری انقلابی به منظور دنبال کردن ارزشها و افقهای اسلامی در جامعه ایران نیز این انتظار، انتظار به جایی است که نظام ارزشی پیش و پس از انقلاب تفاوت یابد. اعتقاد دارم دو گانهانگاری و شکاف طبقاتی بین مردم و مقامات دولتی از اصلیترین مولفهها و اوصافی است که درباره رفتار مسئولین پیش از انقلاب در تاریخ ثبت شده است. از سویی دیگر به دفعات در تبیین نظام ارزشی انقلاب شنیدهایم که مقامات دولتی باید به گونهای رفتار کنند که دال بر شکاف طبقاتی و متمایزبینیهای بیدلیل نشود و نه فقط شنیدهایم که در موارد بسیاری تحقق این ارزش را در رفتار الگوهایی مانند امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، شهید رجایی، احمدینژاد و... دیدهایم.
نسبت مسئولین و مردم در نگاه انقلاب اسلامی نسبتی تنگاتنگ و در هم تنیده است که به شدت منزه از شکاف و تفکیک است. مسئولین در عین رعایت اصول امنیتی به گونهای رفتار میکنند که به شدت دو مفهوم مردمداری و مردمواری را در اذهان شکل میدهد و تقویت میکند.
پرهیز از قشریمآبی در تفسیر نظام ارزشی انقلاب
با توجه به نکتهای که در بند پیش گفتیم معلوم گردید مردموار بودن مسئولین جزو اصول اساسی مهندسی نسبت مسئولین و مردم است. در این نگاه مسئولین باید در معنی اصیل کلمه باید شبیه به مردم (توده مردم) باشند مگر این که با استناد به دلیلی معتبر نیاز باشد تفاوتی بین مردم و مسئولین پیدا شود. در نظام ارزشی انقلاب اسلامی اصل به مردموار بودن مسئولین است مگر این که بنا به ضرورتی این اصل استثنا بیابد اما در نظامهای ارزشی غیر از نظام ارزشی انقلاب اصل بر تفاوت بین مردم و مسئولین است مگر این که بنا به دلیل یا مصلحتی نیاز شود مسئولین تشبه به مردم بیابند. اما دو نکته نباید از نظر دور داشته شود اول این که نگاه مزبور مطلقا متاثر از مساوات به معنی کمونیستی کلمه نیست و تفاوتهای فردی را در قیاس مردم به منزله مردم محترم میشمارد و از طرف دیگر باور دارد که این تشبه به مردم به معنی این نیست که مسئولین مو به مو به مردم شبیه شوند و از امکانات و شرایط ضروری که برای ادای مسئولیتها لازم است، صرف نظر شود. از این رو باید تاکید کرد یکی از معیارهای تعیین این که مسئولین شبیه به مردم بشوند یا نشوند و معنی این تشبه دقیقا چیست منوط به این است که این امکانات و شرایط در اختیار شخصیت حقوقی ایشان قرار میگیرد یا به شخصیت حقیقی آنها تعلق دارد. اما نکتهی قابل تامل در این بین این است که حجتالاسلام مصلحی در بدو ورود به مدینه منوره در پاسخ به خبرنگار صدا و سیما گفت: «این سفر کاملا زیارتی است و هیچ برنامه یا دیدار رسمی با مقامات سعودی ندارم.» حال با ذکر این توضیح جای این سئوال باقی است که آیا این تفاوت به حق بوده است یا خیر؟
تقید به روایت کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم شرط لازم صدور انقلاب
اما اصلیترین مبنایی که این نوشته در نقد رفتار وزیر محترم مد نظر دارد این است که صدور انقلاب مفهومی نیست که فقط در بیانات، ادبیات و نظریهپردازیهای متفکران انقلاب نمود پیدا کند و ربطی به رفتار نمایندگان تفکر انقلاب اسلامی نداشته باشد. این نگاه که فکر کنیم انقلاب فقط مبانی و مفاهیمی نظری است که باید تبیین شود و به واسطه کلمات انتقال یابد پندار باطلی است که ره به مقصود نمیبرد. انقلاب هم زمان با این که نیاز به تبیین دارد نیاز به ظهور و بروز نیز دارد و نمایش ارزشهای انقلاب یعنی نمود و تعیّن این ارزشها در رفتارهای روزمره و به ویژه رفتارهای رسمی دولتمردان جمهوری اسلامی. وقتی این مبنا را در نظر بگیریم بیشک رفتار ایشان جای اما و اگرهای زیادی پیدا میکند. باید توجه داشت که زائرین ایرانی و غیرایرانی زیادی در زمانی که ایشان مشغول زیارت بوده است در انتظار ماندهاند و محتمل است این گونه استنباط کرده باشند که در نظام ارزشی انقلاب اسلامی تفاوت بین مردم و مسئولین روا و مشروع است و این یعنی انسداد یکی از راههای صدور انقلاب اسلامی.
تکمله
این گونه به نظر میرسد که بنا به مسئولیت خطیر ایشان نیاز بوده است مسجدالنبی غرق شود. اما دو مورد را باید در قبال این دلیل پرسید: اول این که آیا غرق کردن حرم تنها راه حفظ امنیت ایشان بوده یا سهلترین راهی که پیش رو قرار داشته است. از سویی دیگر باید پرسید در صورتی که تنها راه برقرار کردن امنیت، غرق کردن حرم و به تبع منتظر ماندن مردم بوده است، زیارت حرم برای ایشان چه ضرورتی داشته است؟ آیا بنا به تاثیر منفی و غیرقابل توجیهی که تبعیض بین مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران به دنبال دارد بهتر نبود ایشان بنا به مصلحتی بالاتر از زیارت ویژه و متمایز با دیگران صرف نظر میکرد. البته برای این که این موضوع از یک توصیه اخلاقی تبدیل به یک ضرورت فقهی شود نیاز به صدور فتوا دارد که ای کاش علما بیش از این به این قضایا ورود میکردند.
شماری از دوستان متذکر شدند اصرار بر این قضیه حاشیهسازی بیمورد است اما باید توجه داشت که قصد و نیت اصلی این نوشته نقد شخص جناب آقای مصلحی نبوده و بیشتر به دنبال این بودیم تا نشان دهیم رفتار وزرای جمهوری اسلامی ایران میتواند به منزله عامل یا مانعی در جهت صدور انقلاب اسلامی قرار گیرد و نیاز است بیشتر از این مورد توجه قرار گیرد.
البته باید تاکید کنیم این متن به معنی کتمان توفیقات و خدمات شایانی که حجتالاسلام مصلحی در مسند وزارت اطلاعات داشتهاند نبوده است زیرا که هنوز شیرینی و حلاوت دستگیری عبدالمالک ریگی، شناسایی عوامل نفوذی بیگانه در فتنه 88، دستگیری عامل ترور شهید علیمحمدی، تامین امنیت انتخابات مجلس در سال 90 و موارد زیاد دیگری که ذکرش از حوصله این مجال بیرون است، زیر زبان ملت ایران حس میشود.

این شب و روزها، روزهای غفلت است که ما را در چمبره خود فرا گرفته است و از یاد بردهایم که رسم مسلمانی چیست. مسلمان نه در برابر ستم پشت خم میکند. نه در زمانهای که بیعدالتی دامنش را نیالوده باشد گوشته امن و فراغت اختیار میکند و نه یادکردش از ستم بوی انفعال و خفت میدهد. مسلمان یادش که از ستم ستمکار میکند عرفانی حماسی است که از یک سو خود واقعیاش را در میانه ابتلای روزگار مییابد و از سویی امت واحده را بر علیه ستم کافر و منافق میشوراند و بگذار همین اول بگویم که این مطلب، نوشتهای است که راقم این سطور امید دارد در سرای آخرت به منزله جهادی در کنار برادران شیعه و سنی بحرینی در برابر وهابیان آمریکایی در جریده عالم ثبت شود.
*
به گزارش العالم بحرینیها همزمان با نخستین سالگرد اشغال بحرین از سوی نیروهای سعودی، از پنجشنبه گذشته، فعالیتهایی را تحت عنوان "نه به اشغالگر" آغاز کردند که قرار است جمعه آینده به برگزاری 10 تظاهرات گسترده منتهی شود. این روزها شلیک گازهای سمی در مناطق مسکونی و حتی داخل منازل به بهانه متفرق کردن تظاهرکنندگان، اتفاقی عادی است که در مواردی باعث شهادت شهروندان بحرینی میشود.
دیروز مناطق "شهرکان"، "کرانه"، "السنابس"، "باربار"، "البلاد القدیم" و چند منطقه دیگر شاهد تظاهرات مسالمتآمیز مردم ضد اشغالگران سعودی بود که "جعفر جاسم رضی" از اهالی روستای المقشاع بر اثر استنشاق گازهای سمی که از سوی نیروهای آل خلیفه شلیک شده بود به شهادت رسید.
*
ما در قاموس خمینی یاد گرفتهایم که حساب وهابیت را باید از حساب اهل سنت جدا دانست و این دو را یکی نپنداشت چرا که به راستی نیز یکی نیستند. یکی سودای مسلمانی دارد و در این میانه راه را به انحراف رفته است و دیگری سودای اسلامستیزی دارد راه انحراف را گشوده است. یکی اسلام را چون پوستهای وارونه کرده است تا عدالتش بدل به سرمایهداری، عقلانیتش را بدل به اخباریگری، معنویتش را بدل به تعصب و قشریمابی و ولایتش را بدل به سلطنت کرده است و یکی دیگر بیقصد و غرض اسلام را پوستهای وارونه دیده است که بی نیاز از ولایت نیز قابل تاویل و تفسیر است. هر فرد منصفی واقف است که این دو یکی نیستند و مسلمان انقلابی بنا به ندای فطرت و امر ولیاش در مییابد که شیعه و سنی هر دو در تنگنای خفقانآور آمریکا و اسلام تراشیده زمختش قرار گرفتهاند. اما دیری نمیپاید که این شب تیره و تار نیز به صبح بینجامد.
*
سید مرتضی آوینی:
هیبت آن كه خواهد آمد و
انتظار انسان را پایان خواهد داد از هم اكنون همه قلبها را فرا گرفته است. انقلاب
اسلامی فجری است كه بامدادی در پی خواهد داشت، و از این پس تا آن گاه كه شمس ولایت
از افق حیثیت كلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمانها به غایت خلقت خویش واصل شوند،
همه نظاماتی كه بشر از چند قرن پیش در جست وجوی یوتوپیای لذت و فراغت _ كه همان جاودانگی
موعود شیطان است برای آدم فریب خورده_ به مدد علم تكنولوژیك بنا كرده است یكی پس از
دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آن چه بسیاری میپندارند، آخرین مقاتله ما _ به مثابه
سپاه عدالت _ نه با دموكراسی غرب كه با اسلام آمریكایی است، كه اسلام آمریكایی از خود
آمریكا دیر پاتر است. اگر چه این یكی نیز و لو "هزار ماه" باشد به یك
"شب قدر" فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وارث زمین خواهند شد.